تبليغاتX
دولابی

گرفتم ساغری از دست مستی

تعالله چه دستی و چه مستی

بشارت باد خاصان حرم را

که عزم کعبه دارد بت پرستی

از همه عزیزان حلالیت می طلبم

التماس دعا

نوشته شده توسط حجت در شنبه 1391/02/09 |
اگر دولتمردان ما بگذارند بوی بهار لذت بخش ترین بوی دنیاست
نوشته شده توسط حجت در جمعه 1390/12/19 |
 
شبها خواب پایان نامه میبینم

کابوس نیست خوشبختانه

بیخیالی ما هم حکایت غریبیست

دنیا بیش از ۱۰۰۰ چهره دارد

برف را دوست دارم

از تهران متنفرم

زندگی جریان دارد

خوشحالم در عین ناراحتی

ناراحتم در عین خوشحالی

شاید این جملات هیچ ربطی به هم نداشته باشند اما همه اشان در یک جا جمع شده اند مانند مملکت ما که هیچیش به هیچیش ربط نداره ولی همه میگن تقصیر اون یکیه

نوشته شده توسط حجت در شنبه 1390/11/01 |
 
مرا اسب سپیدی بود روزی....

جالبه که هر چیزی دوره ای داره حتی وبلاگ...

آدما دوجورن:

اونایی که زندگی رو مدیریت میکنن

اونایی که زندگی اونا رو مدیریت میکنه

اولیها اصطلاحا active هستن یعنی پیشبینی و پیشگیری دارن و میدونن که قراره چجوری و به کجا و کی برن و دسته دوم  اصطلاحا passive هستن یعنی همیشه دارن تو زندگی دست و پا میزنن و منتظرن تا ببینن چی پیش میاد تا اونا در مقابلش ی عکس العملی نشون بدن

هیچکس ذاتا دوس نداره جزء دومیها باشه ولی خب زندگی پیچ  و خمش خیلی بیشتر از شناخت ما آدمهاست پس همه زورمونو میزنیم دیگه مابقیشو ....

..... ی نکته مهمتر اینه که یکی هست که دسته آتاری کل دنیا دست اونه (همون خدای خودمونو میگم) تنها راهمون واسه کنار اومدن با این یکی فقط التماسه...

پس التماس دعا...

نوشته شده توسط حجت در پنجشنبه 1390/06/17 |

عید رمضان آمد و ماه رمضان شد

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

نوشته شده توسط حجت در پنجشنبه 1390/06/10 |
بی همگان به سر شود

بی تو به سر نمی شود

شب سیاه قصه را

بی تو سحر نمی شود

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه 1390/04/20 |
 

منم آن سالک هفت وادی عشق       که  باشد مقصدم آبادی عشق

ندارم وحشتی از گم شدن‌ها             که  باشد   رهنمایم   هادی عشق

سفر کردم به روی مرکب درد            گلاب  گریه‌ام تنها   ره‌آورد

به یک عالم نبخشم زردیش را            عجب دردو عجب دردو عجب درد

خدایا جمله اسباب جنون هست         دلم مجنونه  از  عالم  برون هست

از آن ابرو اشارت‌ها هم‌اکنون               که بنمایم دل دیوانه چون هست

تمام عاشقان در خانه یار                    من و دل دو گدای پشت دیوار

سراپایم دل و قابل نباشد                   عجب یار و عجب یار و عجب یار

سراپا آتش و احساس سردیست        فقط بیمار عشق داند چه دردیست

شفق سرخی گرفته از دل من           اگرچه گونه‌هایم رو به زردیست

 

این ترانه با صدای خواننده خیلی دلنشینه

نوشته شده توسط حجت در دوشنبه 1390/04/06 |