تبليغاتX
دولابی دل یتا یزی و یکی دیه - سوتی اصطلاحات یزدی
دولابی دل یتا یزی

1-  ترم سوم بود که آزمایشگاه مصالح داشتیم، تو این آزمایشگاه انواع مصالح ساختمانی مورد آزمایشهای متفاوتی قرار میگیرند و چون اون اوایله نسبتا جالبه. بین آزمایشات ما یه آزمایشی هست تحت عنوان "آزمایش مقاومت سیمان" که توی اون نمونه هایی از ملات ماسه سیمان ساخته میشه و مورد آزمایش قرار میگیره...

اولین جلسه آزمایشگاه من مثل همیشه دو در کردم و نرفتم ولی کاش رفته بودم چون اون روز گروه ها رو تعیین میکردن و هرکس که نبود دیگه حق انتخاب واسش نمیموند

جلسه دوم که رفتم دیدم این مستر خداداد میگه آقای دانشجو خانم ایکس(یه دختر اصفهانی بود) و خانم وای(این یکی یزدی بود) شما جلسه اول تشریف نداشتین واسه همینم گروه 5 شما هستینعین پتک خورد تو سرم، من با دو تا دختر

توی آزمایشگاه باید بعد از تموم شدن آزمایش همه چیز رو تمیز میشستیم و تحویل میدادیم؛ همون جلسه باهاشون قرار کردم انجام آزمایش با من ولی شستن ظروف با اونا در ضمن آزمایشات رو هم هر جلسه یکی مینویسه

بالاخره آزمایشات پشت سر هم انجام میشد تا رسید به این آزمایش مقاومت ملات ماسه سیمان، روز آزمایش من دستم زخم بود و بانداژ بود و نمیتونستم آزمایش رو انجام بدمحالا این آزمایشم زمان بر و دقیق و مهم، بالاخره قرار شد خانوما آزمایش رو انجام بدن

مصالح مورد نیاز وزن شد و آماده واسه قاطی کردن، از بد روزگار این دستگاه خلاطه هم خراب بود و خانومای محترم باید با دست و به وسیله کاردک ملات رو قاطی میکردن

دختره(همون خانم ایکس) آب رو ریخت و بعدشم سیمان و قاطی کرد و بعدم ماسه ها رو ریخت ولی نمیتونست خوب قاطی کنه هی وایسادم و هیچی نگفتم یوقتم حوصلم سر رفت و گفتم "هم مال" دختره هم همچین بهم نگاه کرد و چشم غره رفت و گفت: آقای دانشجو خیلی بی ادبین

یخورده فک کردم که چرا مگه چی گفتم که اون یکی دختره(همون خانوم وای) گفت"الهه جون این "هم مال" به زبون یزدیه و یعنی هم بزن و آقای دانشجو قصد توهین نداشتن"

حالا فهمیدم بله ما یه سوتی بخاطر لهجه یزدیمون دادیم و خانوم "هم مال" ما رو "حمّال" شنیدن

2-     ..... باید یادم بیاد تا بنویسم

پس فعلا یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 1387/02/28سآات 0:23  توسط حجت  |